
دلخسته ام از شب، بیزار از نورم این روزها دیرم، این روزها دورم xa0 مانندِ هر سالیم، هستیم و خوشحالیم با اینکه مجبوری، با اینکه مجبورم xa0 از روبرو مسدود، از پشت سر مسدود راهی نخواهد بود، ماهی ِ در تورم xa0 با گریه می خوابی، با گریه بیدارم با موش ها خوبی! با سوسک ها جورم! xa0 هستی در آغوشم، هستم در آغوشت مأمور و معذوری، مأمور و معذورم xa0 زنده ولی مرده، در خانه ای کوچک مرده ولی زنده، مدفون ِ در گورم xa0 با بغض می خندی، با خنده خواهم رفت تلخ است منظورت، تلخ است منظورم xa0 من اشک می ریزم، تو شام خوا...
ادامه مطلب