145
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 22:12
مثلا حمامُ گریه های یواشکیِ زیر دوشِ بعدِ همـ آغوشی :) مثلاً نیمه شبُ بغضِ سنگینِ دلتنگی.. مثلاً صدایشُ پیچشِ لحنِ خمارش در سر.. مثلاً رام شدنُ خوردنِ بغضُ بعد.. خواب! مثلاً لاغریِ روز افزون :) گودیِ چشم! مثلاً هی خندهُ شکستن در خویش.. مثلاً هی بمیریُ بمیریُ بمیری بعد.. مثلاً چارهای جز ادامه نباشد! ...
135
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 5:48
متاسفم.. همان اول یادم رفت بگویم.. دوست داشتنِ من خیلی زجرآور است.. حالا یادم رفته باشد یا خودم نگفته باشم فرقی به حالتان ندارد! من خواستمتان و شما هم مرا! متاسفم که درگیرِ یک روح بیمارید! متاسفم که زخم میخورید از دوست داشتنم! بله! من باید تنها میماندم.. متاسفم که شما دیگر الان بخواهید یا نخواهید بم...
136
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 5:48
سکوت یعنی "دارم تمام میشوم.به دادم برس" ولی وقتی لبخندی هم کنج لب باشد.. یعنی "شک کن به باختم"!
137
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 5:48
همین که امکان کامنت گذاری تمام پست های یک نفر، قابل دسترسی است.. یعنی دنبال یک نفر است تا فهمیده شود! یعنی هنوز راهی هست.. امیدی هست.. یعنی "هنوز دیوار تنهایی ام را کامل نکرده ام.. دست بجنبان".. ساده نگیریم.. بعدا انسان میمیردُ زنده میشود.. وقتی دیگر راهی برای صحبت.. برای گفتن "آره منم میفهممت".. یا...
138
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 5:48
همین که همه اش از بین این همه بهانه کوچک و بزرگ برای نوشتن، من و کودکیمان را انتخاب میکنی.. خوشحالم..
139
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 5:48
من به ناپایداری عشق وقتی ایمان آوردم که او آمد به خواستنم و من دلم نلرزید! میدانید؟ زندگی گاهی گُه تر از چیزی است که انتظارش را داشتید.. و انسان.. لجباز تر از هرموجودی، دچارِ ممنوع ترین هاست.. وقتی آن چیز دیگر ممنوع نیست، خب انسان هم به تخمش نیست که آن چیز اصلا چیست! اصلا او هم دلبسته من شده یا نه؟!...
140
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 5:48
مثلا اینکه دقیقا الان شده ام سرتیتر تمام مکالمات خاله زنک های فامیل! مایه افتخار و سربلندی موجوداتی بنام مادرشوهر و خواهرشوهر و اندکی پدر شوهر و کمی شوهر و بسیار زیاد خواهرشوهرزاده!! مثلا دقیقا الان شده ام نقل محافل! هی عنم را بخورند و قضاوت کنند و بگویند فلانی چه خوشبخت است.. چه زندگی بهم زده است چ...
141
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 5:48
تو میگفتی و من انکار میکردم این روزها را! باور نداشتم.. "دلم برای هردومان میسوزد.. مخصوصا بحال قلب تو" :) تو گفتی و من جدی نگرفتم بانو!
142
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 5:48
بوی عطرت... نکند قاتل جانم بشود... :)
143
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 5:48
کلیک خوب حسیست که حواست به دیوانگی هایم هست.. همیشه باش!.. لطفا تو انارِ داغِ مردادیِ دلِ شهریوری ام باش فقط♥
144
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 5:48
دلخسته ام از شب، بیزار از نورم این روزها دیرم، این روزها دورم مانندِ هر سالیم، هستیم و خوشحالیم با اینکه مجبوری، با اینکه مجبورم از روبرو مسدود، از پشت سر مسدود راهی نخواهد بود، ماهی ِ در تورم با گریه می خوابی، با گریه بیدارم با موش ها خوبی! با سوسک ها جورم! هستی در آغوشم، هستم در آغوشت مأمور و معذو...