پشت پردۀ زندگی یک انسان خوشبخت

مطالب پیشنهادی از پشت پردۀ زندگی یک انسان خوشبخت | نویسنده: کامران ایمانی

167

پنجاه دقیقه صدای گرمت و بعد... برف...

ادامه مطلب

164

165

قبل از تو هیچکس.... بعد از تو هیچوقت... تنها دارایی من ازین دنیا تویی.. +شب گریه و بیداری +آرامش طوفانی +حوایی که دلش برف میخواد +دلتنگی...

ادامه مطلب

166

قبل خواب... چک کردن یادداشتاش.. بوسه به ساعت.. فکر و فکر و فکر و فکر........

ادامه مطلب

159

داشت هذیان میگفت.. خوب شد باآن حال جای دیگری نرفته بود! تب باران او را گرفته بود! همیشه همین است، زیر باران که میرود انگار تیرباران شده! روحش ملتهب میشود! سرخ میشود! سرد میشود! زیر باران عاشق شد! زیرباران گریه ها کرد و گریه ها کردندش! زیر باران عزیزترین هدیه ای که به عزیزترین کسش داده بود را پس گرفت! زیر باران... قبل تر ها یادم می آید،میگفت عاشق باران است! حالا ولی باران را قاتل خویش می نامد! شاید اصلا بخاطر همین هیچوقت از باران خوشم نمی آمد! هیچوقت زیر باران نرو دخترجان! هیچوقت بعد باران پیش کودکت نرو دخترجان! میترسم.. میترسم مثل امروز بین هذیان های روح بار...

ادامه مطلب

160

زندگی فقط آنجاست که بین آن همه سختی و بغص، یاد یک عکس یک صدا، یک جمله ، یک نفس یا حتی یک اسم روی گوشی بیفتی و همه چیز یادت برود و بخندی و باز بجنگی برای یک لحظه لمس نگاه تبدارش! دلیل بودنم.. دلیل ادامه دادنم.. دلیل زندگیم.. دوستت خواهم داشت......

ادامه مطلب

162

طرح چشمان قهوهای.. باآن نگاه مغرور و سرد! وای که چه نقشه ها به سر دارد برایم این چشم ها.......

ادامه مطلب

163

حال من حال خوبی نیست آدم ها.....

ادامه مطلب

156

در اینکه من آدم خاصی نیستم، شکی نیست! ولی در اینکه یک آدم عادی هستم، دچار تردیدم!...

ادامه مطلب

157

هی زن! شاید هم بخاطر تو بوده که من برادرت رو پذیرفتم! :))...

ادامه مطلب

155

+اونایی که از همجنساشون خوششون میاد معمولا دختردار میشن! مثل من و مادربزرگت :) -خب :| +تو حتما دختردار میشی :)...

ادامه مطلب

154

"من آیه های دفترت بودم عمری خدا پیغمبرت بودم حالا مرا ناچیز میبینی؟ دیوانگان را ریز میبینی؟"...

ادامه مطلب

151

سام تایمز هم آی سینکینگ اباوت مای مادر لاوز می، بیکاز آی هو وید شی عه نسبت فامیلی محکمتر ناو :|...

ادامه مطلب

152

هی فلانی..بعضی وقت ها دلم غیرممکن ها را میخواهد.. مثلا دو روز است دلم میخواهد گوشیَم را نگاه که کنم، ببینم عه! یک پیام دارم که صدای نوتیفیکیشنش را نشنیده ام.زود دلهره بگیرم که نکند خیلی وقت است رسیده و من ندیدمش و ببینم نه! همین دو سه دقیقه پیش رسیده! پیامی که متن دقیقش "دلم برات تنگ شده خانوم فرمانده" باشد و فرستنده اش هم اتفاقا تو باشی! میبینی؟غیرممکن است.نه؟خب چکار کنم.. لج کرده :)...

ادامه مطلب

153

این روزها زنانگی را خوب یاد خودم داده ام.. میخندم.. شعر میخوانم.. غذا میپزم و آواز میخوانم.. هروقت که از دمِ درِ واحدم بگذری، همان صدای همیشگیِ آلبومِ "Listen When Sad"ِ عزیزم را میشنوی.. از بالکن که لباس ها را جمع میکنم، هنوز هم میبینی که دخترانه از پیچش باد لای موهایم مست میشوم و چشمانم را میفشارمُ نفس عمیق میکشم.. درست مثل "آنه شرلی" از هرکاری یک تعبیر شاعرانه درمی آورم و کلی عاطفه از این طرف آن طرفم میپاشد بیرون! حتی به خودم یاد داده ام همیشه اشک هایم را در حمام یا موقع خرد کردن پیاز از پشت پلکهای کبودم بفرستم بیرون! یادگرفته ام شب ها، بی همراه بیدار بمانم و به...

ادامه مطلب

149

مبهوت بین خدا و ابلیس :)...

ادامه مطلب

150

دکترم یِ شربت داده گفته یِ ساعت بعدِ خوردنش نمیتونی چیزی بخوری. بهم نمیگه ولی من مطمئنم چیزی از صدای #تو رُ قاطیش کرده!...

ادامه مطلب

148

بعنوان مثالی دیگر، فقط چون چند کلام رسمی صحبت کرده اید، بعد از 10 ساعتِ سگی، خوش اخلاق باشی! حتی کیک پرتقالی بپزی! چون بنظرت لهجه اش مزه پرتقالُ عطر بهارنارنج میداد :) حتی اسمش را عوض کنی در گوشیَت D:...

ادامه مطلب

147

مثلا یک درس دارند اسمش قصه گویی :))...

ادامه مطلب

146

یااینکه مثلاً دوباره خوشیُ نفسُ برق نگاه.. وجودم تنیده شده به وجودت.. چه بخواهی چه نخواهی همیشه باشُ سبب زندگیم شو...

ادامه مطلب
خدمات نیلوبلاگ ساخت وبلاگ در نیلوبلاگ

جدیدترین مطالب منتشر شده